Thursday, April 29, 2010
کارگری که معلم شد
از نسل کوروش ام و فرزند میرحسین موسوی, سمبل شجاعتم شیخ مهدی کروبی ست,برادرم سهراب و اشکان, خواهرم ندا و ترانه, مادرم زنی ست که شب جمعه در قبرستان در پی شمیم خواهران و برادرانم به این سو آن سو می رود.... همسنگرم در زندان ست زیر شکنجه, تحت اعتراف و اعتصاب....سلاحم رنگی ست سبز که او را با افتخار نشان میدهم.....کارم نویسندگی ست از نوع شعار, ابزارم قلمی ست شکسته که با نون بازو خریدم , فرزندم با افتخار در سیاهه ثبت نام پیشه ام را با کلمه کارگرسفید می کند .... بزرگان میگویند من چرخ صنعتم دریغا ... چند روزی ست که حرفه ام ( ؟) شده است ! اکنون به فرزندم میگویم:"هرکه هستی,هرچه هستی , فریاد بزن , آزاد باش ! مبادا که اعتراض خویش را در سینه محبوس بداری" حال,من یک معلم ام, هر چند مانند دیگر معلمان حق و حقوقی ندارم.....ولی هنوز زنده ام , زیست می کنم, فریاد می زنم.... آری! تو نیز با من در 11 اردیبهشت سکوت خود را نعره بزن.......پول نفت چه شد ؟؟! حقوق معوقه مان چه شد ؟ رایمان را که دزدی
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment